خانه » رمان » رمان غم انگیز

رمان غم انگیز

دانلود رمان همه هستی من

دانلود رمان همه هستی من


دانلود رمان همه هستی من

در این وقت شب از وبسایت رمان پلاس در خدمت شما عزیزان هستیم با رمان غمگیندانلود رمان همه هستی من ” امیدواریم مورد پسند شما همراهان قرار بگیرد با ما باشید.

دانلود رمان همه هستی من

قسمتی از رمان »

همانطورکه زيرلب شعری را زمزمه میکرد سیب زمینی ها را داخل تابه ريخت .صدای جلزوولزشان درون تابه با صدای خودش درآمیخته شد.
پیراهن آستین کوتاه فیروزه ای رنگی به تن داشت که تاکمی پايین تراز زانوهايش می رسید.
مشغول هم زدن محتويات تابه بودکه حس کردجريان برق به اومتصل کردنددرصدم ثانیه پوست تنش مثل پوست مرغ دون دون شدوبه سرعت
به عقب چرخید مانی پشت گردنشرابوسیده بود.

ادامه مطلب

دانلود رمان دلدادگی شیطان

دانلود رمان دلدادگی شیطان


دانلود رمان دلدادگی شیطان

در خدمت شما همراه گرامی هستیم از وبسایت رمان پلاس با رمان زیبای دیگری با نام ” دانلود رمان دلدادگی شیطان ” امیدواریم مورد پسندتون قرار بگیره همراه ما باشید همچنین سبک این رمان عاشقانه / غم انگیز میباشد در ادامه با ما باشید.

دانلود رمان دلدادگی شیطان

قسمتی از رمان »

نگاهش به دنبال لباس سفیدِ پفدار کشیده میشود و..از دنباله ی لباسِ عروس کم کم بالا می آید. سانت به سانت..اندامِ موزونِ دخترک نفسش را تنگ میکند. نگاهش حریصانه‌‌..یا پر کینه.‌یا پر لذت..چقدر زیبا!
در را پشتِ سرش میبندد. با صدای بسته شدنِ در، عروسِ ترسیده درست وسطِ سالنِ بزرگ و نیمه تاریک می ایستد. ترس از تمام حرکاتش میبارد. و وقتی با تعلل برمیگردد و به چشمهای رنگِ یخِ مرد نگاه میکند، مردمک هایش به طرز ترسناکی میلرزد و..لرزش دخترک لبخند‍ِ کمرنگی روی لبِ مرد می آورد.
لبخندی که با نفسِ صدا داری همراه است. با دندانهای فشرده شده..با نگاهی پیروزمندانه!

ادامه مطلب

رمان الهه ناز جلد اول و دوم

رمان الهه ناز جلد اول و دوم


رمان الهه ناز جلد دوم

با توجه به درخواست کاربران رمان پلاس قرار شده این پست مربوط به ” رمان الهه ناز جلد اول و دوم ” ناز باشه لطفا همراه ما بمونید تا قسمتی از رمان رو مطالعه و بعد دانلود کنید/

رمان الهه ناز جلد اول و دوم

خلاصه از از رمان الهه ناز به روایت رمان پلاس:»

روزها بی توجه بما میگذرند. زمان بخاطر ادما توقف نمکند . چه بی رحم اند ثانیه ها! چه قسی القلب اند ! دقایق! چه روز شومی بود آن روز که بردارم علی ، خودش را بخاطر عشقش دار زد. آخر چرا؟ فائزه آنقدر برایش ارزش داشت که چهار نفر به پایش بسوزند؟ او که رفت مادر هم به او پیوست. پدر دیوانه شد و گیسو آواره شدیم. خدایا این چه مصیبتی بود که برسرمان آمد؟ مگر چه گناهی مرتکب شده بودیم ؟

ادامه مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

DMCA.com Protection Status
Xبستن تبلیغات
کانال تلگرامی رمان پلاس