خانه » رمان » دانلود رمان همه هستی من

اطلاعیه سایت

رمان پلاس تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد . مطالب در صورت درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه رایانه ای از وب حذف خواهند شد
دانلود رمان همه هستی من

دانلود رمان همه هستی من

در این وقت شب از وبسایت رمان پلاس در خدمت شما عزیزان هستیم با رمان غمگیندانلود رمان همه هستی من ” امیدواریم مورد پسند شما همراهان قرار بگیرد با ما باشید.

دانلود رمان همه هستی من

قسمتی از رمان »

همانطورکه زيرلب شعری را زمزمه میکرد سیب زمینی ها را داخل تابه ريخت .صدای جلزوولزشان درون تابه با صدای خودش درآمیخته شد.
پیراهن آستین کوتاه فیروزه ای رنگی به تن داشت که تاکمی پايین تراز زانوهايش می رسید.
مشغول هم زدن محتويات تابه بودکه حس کردجريان برق به اومتصل کردنددرصدم ثانیه پوست تنش مثل پوست مرغ دون دون شدوبه سرعت
به عقب چرخید مانی پشت گردنشرابوسیده بود. بانوک کفگیر محکم به سرش کوبیدوباصدايی بلندوعصبی گفت:هزارمرتبه بهت نگفتم مثل جن
بو داده يه دفعه پشت سرآدم نیا…نگفتم ازاين لوس بازيات بدم میاد…نگفتم من به اين کارات حساسیت دارم…آلرژی دارم…مورمورمیشم…گفتم
يانگفتم… گوشش را پیچاند و باکفگیر به سرش میزد. مانی باصدایبلندمی خنديد…درمیان خنده گفت:گوشم کنده شد…توروخدا…آخ…باشه…باشه…

مرگمانی ول کن…فروغ جون غلط کردم…فروغ جون…توروخدا فروغ ولش کردوبه سمتظرفشويی رفت تاکفگیرش رابشويد… مانی غرغرکنان گفت:
اه چرب وچیلیم کردی…حاالشام چی چی دارم… فروغ:علیک سالم… مانی تعظیمی کردوگفت:سالمبرتوزيباترين بانوی مشرق زمین…حاالشام چ ی داريم؟
فروغ:کوفت…میخوری؟ مانیصدايش رازنانه کردوباعشوه گفت:درشان يه انسان باشخصیت نی ست که مثل لالتای کوچه بازار حرف بزنه…درست نمیگم
فروغ خانم؟ فروغ درجوابش چشم غره ای رفت …


دانلود با لینک مستقیم


رمان های مشابه »

اگر این رمان رو پسندید لطفا برای بقیه همه به اشتراک بگذارید:
اعلام نارضایتی از رمان منتشر شدهاعلام نارضایتی

درباره رمان پلاس :

رمان پلاس مرجعی برای رمان های عاشقانه و احساسی از وبسایت رمان پلاس لذت ببرید و به دوستان خود معرفی کنید

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

DMCA.com Protection Status
Xبستن تبلیغات
کانال تلگرامی رمان پلاس