اطلاعیه سایت

رمان پلاس تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارد . مطالب در صورت درخواست کارگروه مصادیق مجرمانه رایانه ای از وب حذف خواهند شد
دانلود رمان بهار رسوایی

دانلود رمان بهار رسوایی


دانلود رمان بهار رسوایی

در خدمت شما دوستان عزیزم هستیم از وبسایت رمان پلاس با رمان عاشقانه دیگری با نام ” دانلود رمان بهار رسوایی ” امیدواریم مورد پسندتون قرار بگیره همراه ما باشید

دانلود رمان بهار رسوایی

قسمتی از رمان »

صندلی های فلزی آزمایشگاه تکیه گاه بدن بی جانم شده بود، از محضر تا همین دو خیابان بالاتر را چنان در آغوش خان جون زار زده بودم که نفسم بالا نمی آمد و عمو با قساوت تمام حتی نگذاشته بود کمی آب بخورم. حالا باز هم نگاه بی آن پسر که صرفا برای حرص دادن بهزاد بود، روی صورتم زوم شده بود. چه میخواست از چشمان پف کرده و چهره ی درب و داغانم؟…

ادامه مطلب

دانلود رمان دلدادگی شیطان

دانلود رمان دلدادگی شیطان


دانلود رمان دلدادگی شیطان

در خدمت شما همراه گرامی هستیم از وبسایت رمان پلاس با رمان زیبای دیگری با نام ” دانلود رمان دلدادگی شیطان ” امیدواریم مورد پسندتون قرار بگیره همراه ما باشید همچنین سبک این رمان عاشقانه / غم انگیز میباشد در ادامه با ما باشید.

دانلود رمان دلدادگی شیطان

قسمتی از رمان »

نگاهش به دنبال لباس سفیدِ پفدار کشیده میشود و..از دنباله ی لباسِ عروس کم کم بالا می آید. سانت به سانت..اندامِ موزونِ دخترک نفسش را تنگ میکند. نگاهش حریصانه‌‌..یا پر کینه.‌یا پر لذت..چقدر زیبا!
در را پشتِ سرش میبندد. با صدای بسته شدنِ در، عروسِ ترسیده درست وسطِ سالنِ بزرگ و نیمه تاریک می ایستد. ترس از تمام حرکاتش میبارد. و وقتی با تعلل برمیگردد و به چشمهای رنگِ یخِ مرد نگاه میکند، مردمک هایش به طرز ترسناکی میلرزد و..لرزش دخترک لبخند‍ِ کمرنگی روی لبِ مرد می آورد.
لبخندی که با نفسِ صدا داری همراه است. با دندانهای فشرده شده..با نگاهی پیروزمندانه!

ادامه مطلب

دانلود رمان مادام

دانلود رمان مادام


دانلود رمان مادام

در خدمت شما دوستان عزیز هستیم در این وقت شب از وبسایت رمان پلاس با رمان زیبای دیگری با نام “ دانلود رمان مادام ” امیدواریم مورد پسند قرار بگیره سبک این رمان عاشقانه هست برای مشاهده قسمتی از رمان و دانلود اون به ادامه مطلب مراجعه کنید.

دانلود رمان مادام

قسمتی از رمان »

دستش رو روی پام گذاشت و با لطافت نوازش کرد با لوندی لبخندی زدم و دستم رو روی دستش گذاشتم با حس کردم انگشتش بین پام دستش رو سفت فشار دادم !!

ادامه مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

DMCA.com Protection Status
Xبستن تبلیغات
کانال تلگرامی رمان پلاس